ميم مثل ملودرام (۲)

خودم بودم ... آسمون آبی ... چمن های سبز ... دور از هیاهو ... دور از دود ... تنهای تنها ... خودم بودم و یه جاده دراز ... نمی تونی احساس کنی چقدر لذت داشت آروم آروم قدم زدن تو این جاده ... با چشمهای بسته . دستامو گرفتم بالا ... باد می زد تو آستینم ... سرمو گرفتم بالا ... منتظر بارون ... منتظر نسیم ... منتظر ستاره ... منتظر شب ...

زندگیمون یه جورای شبیه این جاده است. دراز و پر فراز و نشیب . گاهی اوقات سر حال. گاهی اوقات خسته از طولانی بودن جاده . گاهی اوقات ترس ...

و این همون ترسی بود که الآن به سراغم اومده بود ... نمی دونم چرا اینقدر شدید وجودش رو پشت سرم احساس می کردم . نه نه نه . آلان حوصله کسی رو ندارم . حتمآ باز شروع می کنه به حرف زدن یا باز غر می زنه یا تهدیدم می کنه یا بهم چپ چپ نگاه می کنه یا شاید هم مثل همیشه غرورم رو بشکنه ...

صدای نفس هاش  آزارم می داد ولی جرأت نداشتم برگردم . پس شروع کردم به دویدن . تند و تند و تند می دویدم ...

زندگیمون یه جورایی شبیه این جاده است . دراز و پر فراز و نشیب . گاهی اوقات سر حال . گاهی اوقات خسته از طولانی بودن جاده . گاهی اوقات ترس ...

یهو که به خودم اومدم دیدم گم شدم تو یه جنگل کاج . حالا چی کار کنم . من از تاریکی می ترسم . از سرما هم ...

یهو صداشو شنیدم که داشت بلند بلند منو صدا می کرد . نمی دونم چرا صداش یهو برام دلنشین شد ... قشنگ شد ... شاید به خاطر ترسم از تاریکی بود . دوست داشتم بپرم تو بغلش ولی بازم صبر کردم تا اون بیاد جلو ...

رسید بهم گفت ور پریده یه روز اومدیم چیتگر اردو باز هم از دست تو آسایش ندارم ... بذار برسیم مدرسه . یه راست می ری دفتر خانوم مدیر ... من هم سوار دوچرخم شدم و برگشتم پیش برو بچ.

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسيم

سلام امتحانا تموم شد خوب بود بله چرا خوب نباشه خسته نباشی

امير عرفان

سلام نسيم خانوم . خوش به حال شما که امتحاناتون تموم شد . ما تازه شنبه اوليشو داديم . اين پستت باحال بود . و احتمالا اگه نويسنده بشی می تونی نويسنده خوبی بشی چون تا اون لحظه آخر جون خوانندرو به لبش می رسونی تا بخواد بفهمه چی به چيه . منم آپم . خوشحال ميشم بيای و غلطامو بگيری

مهسا جووووون جوووونی

واقعا واست متا سف شدم اگه امتحان نباشه پس چهجوری می خوای رفیق و نا رفیقت رو بشناسی؟( از اون لحاظ)

کسی از نسل آريا

سلام . اولا قابل می دونستين يه سری می زدين . الان هيچی . يعنی پارسال دوست امسال هيچ ؟!

بهار

سلام!....بابا آدرست رو گم كرده بودم!....چرا مي زني حالا!...........بهار

بی انتها

نسيم جان اصلا اعصاب ندارم ژدر بزرگم فوت کرده ديروز سومش بود

بی انتها

توام اگهه پدر بزرگت فوت کرده بود حال منو داشتی کارنامم اول همه رفتم خودم گرفتم

بهار

آپم منتظرت مياي ديگه؟!....بهار(براي ديدن صفحه به روز شده ctrl+F5 را بزنيد!)