گچ خورِ سالهای دور

سلام به بچه های خوبی که  رفتن رآی شون رو به صندوق انداختن و در آینده سیاسی مملکت سهیم شدن. اگه فردا پس فردا تورم همینطوری روند صعودی خودش رو طی کرد و نفت هم روز به روز گرون تر شد من از چشم شما ها می بینم ها. می خواستین خودتونو سهیم نکنید .
امروز تصمیم گرفتم یه پست راجع به قشر دلسوز و زحمت کش فرهنگی داشته باشم . به هر حال به گردن ما حق دارن دیگه . درسته ده سال و اندی خون شون رو تو شیشه کردیم ولی مرام و معرفت ما از قدیم زبانزد خاص و عام بوده دیگه . به این زودیا که یادمون نمیره .


از چند تا از فرهنگیان شنیدم که آقای وزیر آموزش و پرورش با سفر استانی که به قم داشتن از مراجع تقلید پرسیدن که آیا حقوقی که فرهنگیان در طول سه ماه تابستون که در منزل استراحت می فرمایند دریافت می کنن حلال و قانونیه یا نه !!! و فردای اون روز فرهنگیان هم در پاسخ شدید اللحنی گفتن : آقای وزیر شما تا حالا ده دسته برگه با خط خرچنگ قورباغه تصحیح کردی ؟ شما تا حالا هشت ساعت تموم پای تخته گچ خوردی ؟ شما تا حالا تو یه کلاس با سی چهل تا اراذل و اوباش سر و کله زدی ؟ شما تا حالا رو صندلی که بچه ها روش سس ریختن نشستی ؟؟؟ ... و در آخر هم برای نشون دادن اعتراض خودشون پنج دقیقه دیرتر سر کلاس حاضر شدن و بعد از ورود به کلاس به بچه ها گفتن به احترام قشر فرهنگی یک دقیقه سکوت کنن که البته تلاشهاشون ثمر بخش بود و تا آقای وزیر از سفر برگرده قضیه ختم به خیر شد .
موضوع بعدی مربوط می شه به مطالبات فرهنگیان که خیلی در جریانش نیستم ولی ظاهرآ یه عده از معلم ها اضافه کاری واستادن و گفتن ما برای رضای خدا و دل خودمون این کار رو کردیم ولی حالا درخواست حق الزحمه شونو کردن و یه دعوایی هم اونجا به پا شده و کار به اعتصاب و اینجور حرفها هم کشیده که باز به نفع دانش آموزان تموم شده . یه دو سه ساعتی کلاس رو پیچوندن دیگه .
و در آخر هم قضیه مرغ یخ زده و نخود خام و این چیز ها بوده . مثل اینکه فرهنگیان برنج داخلی می خواستن و چای خارجی اما تعاونی فرهنگیان برنج خارجی می داده و چای داخلی که این هم خودش ماجرایی رو به دنبال داشت .


به نظر من تقصیر خودشونو . هرکی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه . آخه کی به شما گفت معلم بشین .

                          66g1ac.jpg

 

/ 45 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

آخ یادم رفت . تبدلت با یه کوچولو تاخیر مبارک[گل]

پوپی

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد. روز کارگر مبارک فردا هم روز معلم فرزاد کمانگر در یک قدمی اعدام است با یک ایمیل از او حمایت کنید تا در شادی آزادی و زندگی دوباره او سهیم باشید . فرزاد و فرزاد ها رو فراموش نکنید

پوپی

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد. روز کارگر مبارک فردا هم روز معلم فرزاد کمانگر در یک قدمی اعدام است با یک ایمیل از او حمایت کنید تا در شادی آزادی و زندگی دوباره او سهیم باشید . فرزاد و فرزاد ها رو فراموش نکنید

پوپی

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد. روز کارگر مبارک فردا هم روز معلم فرزاد کمانگر در یک قدمی اعدام است با یک ایمیل از او حمایت کنید تا در شادی آزادی و زندگی دوباره او سهیم باشید . فرزاد و فرزاد ها رو فراموش نکنید

sepehr

سلام نسیم عزیز: خوشحالم که در تجارب زندگی و نان بربری خوردن شریکی پیدا شد. مرسی. خودت نگهدار .شاد زی

وب

سلام اووووووووووو چقدر بزرگ شدی.اونروز ها که سال 85بود من در یک صفحه وبلاگ چند خطی می نوشتم . شما به ما سر می زدی در وبلاگ من وخوابگاه دانشجویی خلاصه موفق باشی

زی زی گولو آس و پاس

من هرچی می یام تو می گی سر بزن معلوم حالت خوبه ها [نیشخند]

سحر

حق باتوئه معلم شدن رو میگم باید میرفتیم آژانس مسکن باز میکردیم[تعجب][تعجب][تعجب]

سحر

حق باتوئه معلم شدن رو میگم باید میرفتیم آژانس مسکن باز میکردیم[تعجب][تعجب][تعجب]