خدایا کمکمون کن

کمک کن به همه بچه هایی که دست های کوچیکشون رو به طرف آسمون دراز می کنن و معصومانه دعا می کنند

کمک کن به پیرزنهای تنها که هیچ همدم و هم صحبتی ندارند

کمک کن به جوجه های کوچولو که آشیانه شونو گم کردن سردشونه مامانشون رو می خوان

کمک کن به همه مسافر هایی که تو راه موندن

خدایا کمکمون کن

ما همه مسلمون ها دست هامون رو بالا گرفتیم و یکصدا از ته دل می گیم ...

خدایا کمکمون کن

/ 5 نظر / 4 بازدید
امد

صداي گام هاي گريه مي آيد! دوباره آمدي كنار پنجره شعري نوشتي و رفتي اين بار صداي قدم هاي تورا از پس پرده گاه گناه و گريه شنيدم! حالا به اولين ستاره كه رسيدي بپرس كدام شاعر غزلپوش شبانه عشق را در برگهاي ولنگار دفتري كهنه مي نوشت! ....اما تو كه نشاني شاهرا ستاره را نمي داني! هميشه از سيب و ستاره و روشني قصرهاي كاغذي كه مي نوشتم مي گفتي: هزار پروانه هم كه بر برگهاي دفترت بچسباني پينه پيرو ياس عليل باغچه ما گل نمي دهد! هيچوقت بهار طلاءي روز و رؤيا را باور نكردي گلم! هيچوقت خدا!

س ا ر ا

سلام امتحانا گذشتن رياضيو پاس کردم بقيه هم فکر کنم پاس مس شن از فيزيک می ترسم اميد وارم موفق باشی راستی چی شده که اينقدر دنبال کمکی

غريبه

نسيم جان ازت خواهش ميکنم برای من هم دعا کن به خدا بگو خدايا يار همه غريبه هاباش .

پرنسس (التماس دعا)

دیگر مکن به هیچ کجا گفتگوی آب چون می رود به پیش همه آبروی آب روزی عزیز فاطمه شد خواستار او حاضر نشد به خدمت او یک سبوی آب با خون وضو گرفت حسین بن فاطمه در ساحل فرات به جای وضوی آب عطشان کنار علقمه عباس جان سپرد چشمی به سوی خیمه و چشمی به سوی آب مهر خموشی لب اکبر عقیق شد در پرده ماند قصه راز مگوی آب داغ علی به دامن آب نقش ننگ سودی نداردش دگر این شستشوی آب قاسم که تشنگی ز رخش برده آب و رنگ دیگر چه جای حرف گل و گفتگوی آب عطشان گرسنه اصغر ششماهه جان سپرد با خود به گور برد علی آرزوی آب خجلت برای آب همین بس بود(حسان) که آخر بسوخت گلشن دین روبروی آب