ميم مثل ملودرام

بهار بود . ... تو هوای بهار قدم زدن خیلی می چسبه . خودم بودم و خودم . می دونستم به سمت سرنوشتم می رم . هیچ عجله ای نداشتم که برسم ولی خوب بلآخره رسیدم دیگه . یه عمارت قدیمی بود . با دیوار های کاشی کاری شده و شیشه های رنگی ... عمارت عظیمی بود . پر راه رو پر اتاق .

اضطراب سر تا پام رو گرفته بود . می ترسیدم . دستم می لرزید . ولی هر جوری بود زنگ در رو زدم . بلافاصله در به روم باز شد و روشنایی خیابون به درون عمارت دوید . وارد شدم . یه ردیف پله جلوم بود . رفتم بالا . آروم آروم آروم ... از پاگرد اول که چرخیدم تا وارد ردیف دوم پله ها بشم یهو دیدمش ...

بالای پله ها وایستاده بود و زل زده بود تو چشم های من . بی تفاوت رفتم بالا . آروم آروم آروم . صدای قلبم رو می شنیدم ...

رسیدم بهش . نگاهم می کرد من هم نگاهش می کردم . منتظر عکس العملش بودم ولی هیچ کاری نمی کرد . فقط زل زده بود تو چشم های من . زیر لب گفتم سلام و راهم رو کشیدم و رفتم سمت راهرو . ... رسیدم به اتاق . خواستم برم تو . یه آن بر گشتم دوباره نگاش کردم . دیدم اون هم هنوز داره منو نگاه میکنه چقدر قد بلند و پر جذبه بود ...

اومد جلو . آروم آروم آروم  رسید به من . بهم گفت :

فلانی یه بار دیگه دیر بیای کاری می کنم تابستون انضباط رو با تک ماده قبول بشی ها

من هم چی داشتم بگم ؟ فقط گفتم چشم خانوم ناظم دیگه تکرار نمی شه   

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س ا ر ا

بازم سلام چرا غالب وبلاگو عوض کردی من بهت سر می زنم ولی نظر نمی دم تازه وبلاگتو به هر کی می خوام وبلاگ نويسی رو نشون بدم نشون می دم راستی مطلبت خيلی جالب بود در پناه حق

شادی

قالب جديدتون مبارک... بابا خانوم ناظم که اينقدر جذبه داشته چطور جرئت می کردی دير بيايی

محمد

با سلام خدمت شما. وبلاگ شما بسيار کلاسيک و منظم و مرتبه. مطالب شما هم جالبه. خصوصا در مورد اخراجی ها. ما اينقدر سرمون شلوغه که خيلی وقت سر زدن به ديگران رو نداريم. ما رو فراموش نکنید. در خدمت شما هستيم. يا علی

محمد

ببخشید مثل اینکه آدرس رو اشتباه داده بودم. یا علی

شيرين

بله ... رفتيم سر کار ديگه؟ خوشحالم که زود برگشتی قالب جديد مبارک

علی (آدمکها)

آرزوهاي ديروزت را در دفتر خاطراتت ثبت كن خدا آنها را فراموش نمي كند تو انها را فراموش خواهي كرد ولي بدان چيزهاي كه امروز داري آرزوهاي ديروزت هستند كه آنها رو فراموش كردي(نقل از...)سلام دوست خوبم.امیدوارم حالت خوب باشه و سلامت باشی.خوشحالم بعد از حدود 17 روز دوری میتونم سری به دوستانم بزنم خوشحالم همچون همیشه پرتوان و مفید به راهت داری ادامه میدی.بله دیگه شما از دست خانم ناظم ما اقا ناظم.دوره ابتدایی ام که خانم ناظم بود اتفاق خاصی واسم نیوفتاده ولی بعدش تا دلت بخواد...امان از دست ناظم.ودبیر زبان.با بهترین ارزوها برای شما...التماس دعا.