کی به کی بود ؟

غروب که برگشتیم خواهر دوستم عاشق دوست دیگرم بود و خواهر من عاشق هیچکدام نبود و دوستم عاشق خواهرم بود و دوست دیگرم عاشق خواهر دیگرم بود و خواهر او که پهلوی من نشسته بود سوگند یاد کرده بود که دیگر عاشق نشود اما می نمایاند که دلش میخواست دوست دیگرم عاشقش شود او که پهلوی من نشسته بود و الآن در برگشتن باز هم پهلوی من بودخاموش بود همچنان خاموش بود و تنها کسی بود که نگفته بود و ندانسته بود عاشق کیست و من اکنون عاشق او شده بودم و هیچ یک از ما بیش از سیزده سال نداشت

                                                         عشق سال های سبز

                                                             ابراهیم گلستان

/ 8 نظر / 12 بازدید
فرزاد - هذيان نامه

سلام رفیق شعری که گذاشتی قشنگ بود اما با لاگ قبلی کلی حال کردم خداییش خیلی ظریف اشاره کردی من هم آپم سری بهم بزن

سرنديپيتي

سلام نسیم جان داستان جالبی بود .شما هم که مثل من دیر به دیر آپ می کنی پاینده باشی [گل][گل][گل]

جاده ابریشم

سلام من ابریشمی پس از مدتها باز هم بروزنویسی کرده ام و اگر شما به بنده سرکشی کنید بسیار ممنون خواهم شد . . .و ابراهیم گلستان عشق در عشقهلی کودکانه 13ساله بودم که فهمیدم . . راستی نسیم زمان زیادی است که از تو بی خبرم دانشگاه که حل شده فکر بکنم و من هم روزهای بسیار نبوده ام

سرنديپيتي

سلام نسیم جان عیدت مبارک عزیزم پاینده باشی[گل][گل][گل]

سحر

من فهميدم خواهرش باهاش يه نسبتي داشته[سوال]

علی

سلام خوشگله خیلی قشنگ بود دوست دارم