تا حالا شاخ غول شکستی ؟ من تا همین چند لحظه پیش مشغولش بودم . آخه بنده های خدا اون چه کامنت هایی بود که گذاشته بودین ؟ جونم به لبم رسید تا کامنت هاتون رو به هم ربط بدم . ولی به هر حال خوندن دستنوشته های من ( که ریشه اش به خودتون برمی گرده ) بهتر از متر کردن خیابون هاست . نه ؟

*** دوستان توجه کنید خوندن این پست سبک و سیاق خودش رو داره تو هر پاراگراف اول من نوشتم بعد کامنت مرتبط با اون رو گذاشتم اونهایی که کمرنگتره کامنت های شماست و پر رنگ ها هم تراوشات ذهن خودمه ***

رایانه ای برگزار شدن انتخابات تصمیم روشنفکرانه و زیرکانه ای از جانب مسئولینه . دنیا داره به سمت پیشرفت مسیر خودش رو ادامه می ده و ما نباید عقب بیفتیم . کم کم همین کوچه خیابون هایی که ملاحظه می کنیم تبدیل می شه به دهکده ی جهانی و دنیایی که ما واقعآ‌ باید توش زندگی کنیم می شه اینترنت . فعالیت های زیر ساختی مهمی ! از جمله ثبت نام دانشگاه ! همه و همه از طریق رایانه و اینترنت که حالا تبدیل شده به قاره ی جهانی ( به جای واژه ی بی مفهوم و بی معنی دهکده ی جهانی ) قابل حل و فصله . ( خوب دوستان . من تمامی توانم رو برای نوشتن یه مقدمه ی خوب برای سخنان گهربار شما به خرج دادم . بقیه دیگه شاهکار خودتونه . )

برف و سرما بی داد می کنه و برخی مردم برخی استان ها ! در بی گازی به سر می برند . این در حالیه که عده ای از هموطنان به علت ازدیاد گاز جانشان را از دست دادند و به ابدیت پیوستند . ( به این می گن تضاد طبقاتی ) :سلام عزيز با توجه به اینکه « انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی فعلا گازمان قطع ‏شده است» و با عنایت به اینکه قرار بود یک سال پس از ریاست جمهوری نفت سر سفره مردم ‏بیاید، اما دو سال پس از آن بنزین از سفره مردم حذف و سه سال بعد یعنی امسال نیز گاز قطع ‏شده است، از کلیه ملت بدون گاز ایران درخواست می شود، برای گرم کردن تنور انتخابات فعلا ‏از هیزم استفاده کنند .
اگه موافقی تبادل لينک داشته باشيم.

در این مملکت همه چی طبق روال عادی پیش می ره و هیچ مشکلی از قبیل امنیت اجتماعی - رفاه و آزادی بیان - لوله کشی صحیح آب و فاضلاب  و جلوگیری از قطع بی رویه ی درختان شمال و جنگل زدایی نداریم لذا تنها کاری که مانده بود تا مملکت ما همه چی تمام بشود و کَت و کول استبداد جهانی را به خاک بمالاند همین رایانه ای برگزار شدن انتخابات بود :سلام دوست . چی بگم ؟
انگار فقط همين يه کارشون مونده بود که الحمد لله اونم .......

حرف راست رو باید از بچه شنید نه از مسئولین . نمی دونم چرا بعضی دوستان انتظار دارند باید حرف راست از مسئولین بشنود . مسئولین که دیگر بچه نیستند :يعنی قراره امسال کامپيوتری به ملت دروغ بگن؟

حرف حساب جواب نداره : رايانه ای برگزار شدن هم که در تهران خواهد بود و بايد بگم
هرکس که کارت ملی نداشته باشه نمی تونه رای بده البت مگه قبلا اونايی که شناسنامه داشتن رای می دادن؟

مسئولین باید تدابیر شدید مبذول دارند که یک وقت انتخابات که به صورت رایانه ای برگزار می شه . در فصل سرما صورت نگیره چون با سرد شدن هوا خطوط اینترنت هم دچار اختلال می شه :سه بار پست شدن يه مطلب به خاطر خطاهای خود شبکه بود. برف باريدن فقط خطوط ماشين ها رو مختل نمی کنه که!

در جامعه بعضی افراد معلوم الحال هستن که در روند انتخابات اختلال ایجاد می کنن به ظاهر مظلوم و ساکت هستن ها ولی غیر مستقیم دست به فعالیت های زیر زمینی و گاهآ چریکی می زنند :سلام عزيزم مرسی به من سر زدی بازم بيا  نمونه دیگر :مطلبتان را خواندم ...جالب بود  دیدین از این دست آدم ها چقدر فراوانند . ( حالتون گرفته شد ؟ تا شما باشین از این به بعد راجع به پست نظر بذارین .)

بعضی ها هم اصالت و فرهنگ خودشون رو حفظ می کنند و مسئله ی نوین رایانه ای برگزار شدن انتخابات رو به میراث کهن و ضرب المثل های آهنگین و دلنواز ایرانی ربط می دن : تا گوساله گاو شود دل صاحبش آب شود .

در این بین بعضی نداشتن استعداد طنز نویسی خودشون رو به هوش و نبوغ کارگزاران مملکتی ربط می دن و با تضعیف روحیه سعی در منحل شدن این نهضت بزرگ و فراگیر می کنند و با طرح مسائل بی ارزشی چون بی گازی ! سعی در به حاشیه راندن انتخابات دارند  : فعلا يه فکری به حال بی گازی اين مملکت بکن تا اينترنتی شدن انتخابات تازه يه چيز ديگه خدائيش دارم ميگم :من يه ذره هم روحيه طنز نويسی ندارم وگرنه ميترکوندم .

در این میان بعضی ها هم خیلی صریح و ساده بی طرفی خودشون رو اعلام کردن :سلام . خوبی نسيم خانوم . چی بگم والا . مملکت که بی صاحاب باشه انتخاباتشم اينترنتی ميشه . من نظری ندارم . مضحکه . همين.

اصلآ کی به شما گفته با نظر من مخالف باشی ؟ وقتی من بهت می گم ما به کارای مملکت رسیدگی می کنیم یعنی ما به کارهای مملکت رسیدگی می کنیم ولا غیر : ما به کارای مملکت رسیدگی نکنیم همونایی رسیدگی می کنن که الانم دارن می کنن.. خیلی هم فرق نمی کنه چون آخرش "عمر بدتر از عثمون، لعنت به هر دو تاشون" به هر حال بیخیال...

دوستی هم  اینقدر مشتاق خوندن وبلاگ من بوده که از سر کلاس جبر یا احتمالآ‌ فیزیک هسته ای برام کامنت گذاشته . خیلی ممنون از محبتت :باز ۳۰ يا ۳۰ شدی ؟

در آخر هم با ذکر قطعه شعری از یک مثنوی به خدا میسپارمتون :


تا که باشد وضع ایران این چنین
کی ببوسم تربت ایران زمین؟
روز خوش را چشم ایرانی ندید
بلکه روزی رستمی آید پدید ........
پاینده ایران .....
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی ,,