بنزین ... بنزین ... بنزین

هرچی به ساخت این کلمه دقت می کنم می بینم از ترکیب کلمات بنز و ین ساخته شده . یعنی دو تا بنز . حالا این دو تا بنز راه افتادن تو شهر و کلآ شهرو به هم ریختن . آخه این چه وضعیه . طرح مبارزه با مفاسد اقتصادی شد چیزی نگفتیم . طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی شد باز هم صدامون در نیومد اومدن مبارزه با بد حجابی رو شروع کردن ما هم گفتیم دمتون گرم . حالا فردا هم میان وبلاگمون رو فیلتر می کنن . اون وقت ما هم درصدی از قشر بی کار رو تشکیل خواهیم داد

تو شهر که قدم می زنی بلا نسبت انگار داری تو شهر مردگان قدم می زنی . یدونه ماشینم تو خیابون نیست.اگر هم هر از چند گاهی سر و کله ماشینی موتوری چیزی پیدا بشه می بینی شش هفت نفر رو سر و کول هم سوار شدن بعد می پرسی چرا اینطوری نشستید ؟ جواب می شنوی که : می خواستیم بریم پیک نیک گفتیم با یه ماشین بریم سوخت کمتر مصرف شه .

اتوبوس ها رو که نگو قبلآ تو اتوبوس ها یه روزنه کوچیک پیدا می کردی دماغت رو به پنجره نزدیک و تنفس کنی . با این وضع و اوضاع بنزین همه با اتوبوس رفت و آمد می کنن و علاوه بر پر شدن فضای بین صندلی ها رو سقف اتوبوس و روی چرخ و سر و کول راننده هم برای رسیدن به مقصد استفاده می شه

چه می کنن این دو تا بنز مشکی متالیک

خیلی دوست داشتم بیشتر بنویسم ولی نمی شه چون از یه حدی که مطلب بیشتر می شه نمی فرسته . دچار مشکل فنی شدیم . خیر سرم می خواستم تند تند به روز کنم اونم که قسمت نشد . می خوام یه ماهی برم ولایت خونه مامان بزرگ . ولی شاید هر هفته با sms به روز کردم