امروز قرار بود برام روز خوبی باشه . بالاخره مدرک پیش دانشگاهیم رو گرفتم . گفتم امروز بعد ١٢ سال درس خوندن ، سر راحت رو بالش می ذارم . اما ساعت ٢ که خبر سقوط هواپیما رو شنیدم ، و الآن هم که سایت تابناک رو دیدم و جزییات حادثه رو ، دلم می خواد یه چیزی ور دارم بکوبم تو سر همه این تحفه هایی که میان تو تلویزیون از صبح تا شب شعار می دن و جز دشمن تراشی کار دیگه ای بلد نیستن . من یکی که کارم از نیش و کنایه گذشته و دلم می خواد دهنم رو باز کنم هرچی فحش بلدم بار اینا کنم .

البته شاید خودمون هم بی تقصیر نباشیم . چند بار سوار هواپیما شدیم و وضع افتضاح هواپیما های دست دوم و تاریخ مصرف گذشته که از روسیه وارد کردیم رو دیدیم و به روی خودمون نیاوردیم . تا هواپیما چرخاش می خوره به زمین خدا رو شکر می کنیم و یه تشکر و یه لبخند هم تحویل کاپیتان و مهماندار و اینا می دیم و خداحافظ شما. به قول گفتنی از ماست که بر ماست . البته من یکی که عادتمه . تا یه اتفاقی میوفته گرم می شم و یه مدت هم می رم تو جو ، بعدش هم همه چی از یاد می ره.

تا وقتی ما نتونیم با دنیا زندگی کنیم . تا وقتی نتونیم با کشور های دیگه کنار بیایم و صبح تا شب مرگ بر فلانی بگیم و بعد هم در کمال پر رویی بیایم بگیم تحریم رو ما اثر نداره ، وضعمون همینه. امروز نوبت اینا بود ، فردا هم نوبت من و شما.

بیایم همه دعا کنیم . دعا کنیم تا خداوند دوباره به این ملت لطف کنه و دوباره با ما آشتی کنه . فکر نمی کنید گرد و خاکی که چهار روز تموم کل کشور رو گرفته بود ، بی دلیل نبوده ؟

اون وضعیت انتخاباتمون بود ، بعد اون همه درگیری و کشته و زخمی ، اون وضعیت هوا بود این چند وقته و درنهایت وزیر علوم میاد می گه من یکی از نوابغ ریاضی جهانم . این آخری درجه مصیبت باریش از اون قبلیا بیشتره . بابا سرتو بنداز پایین مثل بچه آدم کارتو بکن. باور کنین ملت ما مستحق این تاریخ نیست.

ممکنه نقل مکان کنم جای دیگه و اینجا رو کلآ بدم به بابا. بابا می گه سیاست پدر مادر نداره. ننویس از این چیزها. ولی واقعآ نمی شه. اگه حرفام رو کسی اثر نذاره لا اقل وجدان خودمو که راحت می شه . آدم این همه دروغ و ریا رو ببینه و هیچی نگه . خیلی طاقت می خواد ها .   

جمعه قراره بزنم به کوه، بلکه یه هوایی به سرم بخوره آروم شم . دارم روزهای پر عصبانیتی رو تجربه می کنم! نتایج عتیقه کنکور هم بیاد ببینیم چه گلی می خوان به سرمون بزنن.