غریب یا قریب نمی دونم کدومش در این مواقع به کار می ره. ولی حق کاملآ با حس قریبم یا شاید غریبم بود.

نمی دونم تا حالا به ارزش وجودی موزه توجه کردین یا نه. من کم کم دارم قابلیت های موزه رو کشف می کنم. چقدر باشکوه!

می دونین من به تک تک رشته هایی که انتخاب کردم فکر کردم. به جز موزه داری!

و حالا من موندم تک و تنها و باید دفاع کنم از رشته ای که بدون اینکه بهش توجه کنم لابه لای ٣٠ تا انتخاب دیگم زده بودم.

باید به این سوال جواب بدم که موزه داری چیه؟ خوردنیه، پوشیدنیه، برا آدم نون و آب می شه یا نه.

و طبق معمول رگبار متلک ها. چند بار دفترچه رو خوندی این رشته رو پیدا کردی. منشور کوروش رو به تو تحویل دادن، بیا رو این تابلوی قدیمی ما یه قیمت بذار. و اینجاست که یه ضرب المثل مکزیکی می گه : چیزی که تو رو نکشه قوی ترت می کنه.

الان من کلی قوی شدم چون تا حالا چیزی منو نکشته. مخصوصآ جنگیدن.

در هر حال، اصفهان دارم میام.